شمس الدين حافظ

578

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

494 - « كيمياى عشق » اى بىخبر ، بكوش كه صاحب‌خبر شوى * تا راهرو نباشى ، كى راهبر شوى در مكتبِ حقايق ، پيشِ اديبِ عشق * هان ، اى پسر ، بكوش كه روزى پدر شوى دست از مسِ وجود ، چو مردان ره بشوى * تا كيمياى عشق بيابىّ و زر شوى خواب‌وخورت ، ز مرتبهء خويش دور كرد * آنگه رسى به خويش كه بىخواب و خور شوى گر نور عشقِ حق ، به دل و جانت اوفتد * باللّه ، كز آفتابِ فلك خوب‌تر شوى يك‌دم غريقِ بحرِ خدا شو ، گمان مبر * كز آبِ هفت بحر به يك موى تر شوى از پاى تا سرت ، همه نور خدا شود * در راه ذو الجلال ، چو بىپا و سر شوى وَجهِ خدا اگر شوَدت مَنظرِ نَظر * زين پس شكى نمانْد كه صاحب‌نظر شوى بنياد هستى تو چو زير و زبر شود * در دل مدار هيچ كه ديگر زبَر شوى گر در سرت هواى وصال است ، حافظا * بايد كه خاك درگه اهلِ هنر شوى * توضيحات : بىخبر ( ناآگاه ) صاحب‌خبر ( دل‌آگاه ) راهرو ( رهرو راه عشق و عرفان ) راهبر ( مرشد ) مكتب حقايق ( مدرسه حقيقت و حق ) اديب عشق ( آموزگار محبت ) هان ( شبه جمله - آگاه باش ) اى پسر ( اى انسان - منادا ) پدر ( مقام ولايت و مرشدى ) مس وجود ( تشبيه - جسم بىارزش ) مردان ره ( راهروان راه خدا ) كيمياى عشق ( اضافهء تشبيهى - اكسير عشق ) زر ( استعاره از كمال يافتن ) خواب و خور ( كنايه از امور مادى و هوا و هوس ) به خويش ( استعاره از مرتبهء والاى انسانى ) نور عشق حق ( پرتو عشق الهى ) اوفتد ( روشن كند ) بالله ( قسم به خدا ) آفتاب فلك ( خورشيد آسمان و روزگار ) خوب‌تر ( باشكوه‌تر - درخشنده‌تر ) غريق بحر خدا ( غرقهء درياى عشق الهى - فنا فى الله ) هفت بحر ( هفت دريا يعنى درياى اخضر - درياى عمان ، درياى احمر ، درياى بربر ، درياى اقيانوس ، بحر الروم ، درياى اسود - فرهنگ معين ) مو تر شوى ( آسيب نمىيابى ) از پاى تا سر ( تمام وجود - تا - حرف اضافه ) ذو الجلال ( خداوند ) بىپا و سر ( خاكسار ) نور خدا ( فروغ ايزدى ) وجه خدا ( ذات حق ) منظر نظر ( نظرگاه و كعبهء آمال ) شكى نماند ( شكى و ترديدى باقى نمىماند ) صاحب‌نظر ( بينادل و روشن‌روان ) زير و زبر ( واژگون ) بنياد هستى ( خودپرستى ) خاك درگه شوى ( كمر خدمت به صاحبدلان معرفت را ببندى ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - خواجه در بيت 8 و 9 فرمايد : ( روى خداوند اگر نظرگاه تو شود ، از اين پس شكى باقى نمىماند كه روشن روان خواهى شد ) ( اگر غرور و خودخواهى را از بين ببرى ، از اين واژگونى غم به دل راه مده زيرا بايد از قيد وابستگىها رها شوى تا در عشق به حق بقا يا بى ) خود تفسير كنيد . 2 - آينده‌اى بسيار درخشان و سراسر نور و هدايت و پيروزى و كاميابى براى شما و خانواده‌يتان نويد مىدهم به شرط آنكه اولا از خداى متعادل غافل نباشى ثانيا در كمك و مساعدت به ديگران كوتاهى نكنى ، در اين صورت شاهين اقبال بر بام خانهء شما آشيانه مىگيرد ، مسافر حال و كارش رو به بهبودى است و رفع مشكل از او گرديده به زودى خبرهاى خوش خواهد داد ، بيمار شما تا هفته آينده شفا مىيابد به او گلاب نسترن بدهيد ، قرض ادا مىشود و زندانى آزاد مىگردد و شادى بپامىشود ، خريدوفروش عالى است . 3 - اگر در جاده عشق به حق و خداوند گام برداريد از عرفا و فقيهان بزرگ خواهيد شد ، از امور دنيوى دورى كنيد و به ظواهر نپردازيد و از زياد و كم زندگى غمگين نباشيد . بيشتر به امور معنوى توجه داشته باشيد و اهل خانه را نيز در اين راه تشويق كنيد . 4 - فرزندم ، به شما توصيه مىكنم كه از رنگهاى كرم و سفيد كه تداعىكنندهء رنگ مرواريد و الماس و قيمتى هستند استفاده كنيد كه برايتان شگون دارد و جناب‌عالى را در محافل و مجالس بهتر جلوه‌گر مىسازد و چشمها به چهرهء پاك شما كه به همه مهر مىورزيد خيره مىگردد ، خداوند از قلب پرمحبت شما آگاه است .